تبليغاتX
فریاد آراز - میلاد مهدی موعود


فریاد آراز

کناره های زیبای ارس محل فرود کشتی نوح و آمدن نامش در قرآن و سرزمین متبرک

خبر آمد خبری در راه است ، سرخوش آن دل که از آن آگاه است ، شاید این جمعه

بیاید شاید !

پرده از چهره گشاید ؛ شاید..........

 

مولای من

ای کاش آن اوایل که زبان گشودم نزدیکانم مرا به گفتن یا مهدی وا می

داشتند . ای کاش مهد کودک مهد آشنایی با تو بود کاشکی در کلاس اول

دبستان ، آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی میکرد و نام زیبای تو را

سر مشق دفتر چه ی تکلیفم قرار می داد.

در دوره ی راهنمایی ، هیچکس مرا به خیمه ی سبز تو راهنمایی نکرد. در

سالهای دبیرستان ، کسی مرا با تو که ( مدیر عالم امکان هستی) پیوند

نزد.

آقای من

از کجا آغاز کنم ؟ از خود بگویم یا از دیگران ؟ از نسل های گذشته بگویم یا

از نسل امروز؟

از دوستان شکوه کنم یا از دشمنان ؟ از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را

می آزارند؟

از آنها که دست پدرانه و مهربانت را خونریز معرفی میکنند ؟ از آنهایی که

چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت

می ترسانند ؟

از آنها که بر طبل نا امیدی می کوبند و زمان ظهورت را دور می پندارند؟

از خود آغاز میکنم که هرکس از خود شروع کند ، امر فرج اصلاح خواهد شد .

می خواهم به سوی تو برگردم . یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم،

کریمانه چشم می پوشی ؛میدانم توبه ام را قبول میکنی، و با آغوش باز مرا

می پذیری، من از تو گریزان بودم ؛ اما تو همچون پدری مهربان ، دورادور مرا

زیر نظر داشتی.......

العفو....... العفو........   .

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 6:8 توسط آیدا| |


Design By : Night Skin